نمی دونم.
همه چیز آرام است. گاهی خوشحالم، گاهی دلم می گیرد، مثل همه ی آدم های معمولی دیگر احتمالا.
کارهای بزرگی خیال ندارم در زندگی ام انجام بدهم. دارم زور می زنم که معمولی باشم. می دانید دیگر معمولی چیست... شغل اداری، خانه ی دو خوابه، ماشین نه بزرگ نه کوچک، دو سه تا دوست برای آخر هفته ها، ورزش و سالاد روزانه، سیگار نه، سالی یک بار مرخصی یک ماهه و مسافرت امن به جاهای شناخته شده.
سرم با دوربینم خیلی گرم است ولی این روزها.
+ نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 21:12  توسط Keep Talking
|
